کبرا سعیدی
کبرا در سال ۱۳۲۵ در تهران زاده شد[۱]. او با رقصندگی در کافههای خیابان لالهزار در سن ۱۴ سالگی آغاز کرد و سپس به تئاتر روی آورد. با نام مستعار شهرزاد در نمایشهایی چون «بین راه» بازی کرد و سپس نقشهای کوچکی در سینما برعهده گرفت و کمکم نقشهای تاثیرگذاری در فیلمهایی مانند «تنگنا» و «صبح روز چهارم» بازی کرد که در جشنواره سپاس برنده جایزه شد[۲].
شهرزاد حدود سال ۱۳۵۲ در اعتراض به فیلمفارسی از بازیگری کنارهگیری کرد و به عضویت گروه سینمای آزاد درآمد و به ساختن فیلم کوتاه پرداخت. در همین زمان شعرهایش را چاپ میکرد و داستانهای کوتاهش در نشریاتی چون روزنامه آیندگان و کتاب جمعه منتشر میشد.[۲]
در سال ۱۳۵۶ او فیلم بلندش را به نام «مانی و مریم» ساخت که پوری بنائی نیز در آن بازی کردهاست. این فیلم از معدود فیلمهای ایران پیش از انقلاب است که قهرمان داستان و کارگردان آن زن هستند. اما فیلم در آن سال توقیف شد و در سال ۱۳۵۹ موفق به اکران شد[۲].
پس از آن خبری از شهرزاد در دست نبود به طوری که او را مُرده میپنداشتند. در واقع شهرزاد سعیدی در جریان انقلاب ۱۳۵۷ تمام دارایی خود، حتی کتابها و فیلمهایش را از دست داد. او در سال ۱۳۶۴ به آلمان رفت و هفت سال بعد به ایران بازگشت و اکنون در یکی از شهرهای شمال ایران ساکن است[۲].
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] آثار
[ویرایش] کارگردانی
- فیلم بلند مانی و مریم
- تعدادی فیلمهای کوتاه
[ویرایش] داستان کوتاه
- چاپ داستانهای کوتاهی در روزنامه آیندگان و کتاب جمعه
[ویرایش] شعر
- کتابهایی مانند «با تشنگی پیر می شویم»[۲]
[ویرایش] بازیگری
- بازیگری در نمایشهایی همچون «بین راه»[۱]
- بازیگری در فیلمهای طوقی، سه قاپ، پنجره، داش آکل، بابا شمل، پل، تنگنا، عیالوار، گرگ بیزار[۱]
- (بازی او در «تنگنا» و «صبح روز چهارم» برنده جایزه جشنواره سپاس شد.)[۲]
[ویرایش] نمونه شعر
- تلنگری بر آب زدم
- سازی که زمین آن را میشنود
- آسمان آن را میشنود
- تلنگری بر گیجگاه عشق
- رعدی سخت درمیگیرد
- پرنده مهاجر تنم بال میگشاید و میخواند
- زندگی اینگونهاست
- تلنگری بر دهان کامل ترین انسان
- پایان آرامش
- و یا آغاز شورش
- سازی که زمین آن را میشنود
